قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
194
درة التاج ( فارسى )
علق « 1 » . يعنى بخوان بنام آن خدائى كى از بارهء خون بسته آدمى بذين كاملى بيافريد . و اين دليل از همه دليلها ظاهرترست ، جه « ( جون ) » منىّ مرد كى بمنزلت بنير مايه است - در رحم با منىّ زن - كى بمنزلت شيرست ممتزج شود ، « ( و ) » بسته گردذ ، فم رحم منسدّ مىشود ، و قوّت مصوّره بأذن خالق جلّ و عزّ تحريك روح : حيوانىّ - و نفسانىّ - و طبيعىّ كند بمعادن ايشان ، بس درو سه نفّاخه - مانند حباب كى بر روى آب باشد بيذا شوذ : يكى در ميان كى جاى دلست ، و يكى در بالا كى جاى دماغ است . و يكى بر جانب راست كى جاى جگرست . - آنگاه نفّاخهء به جهت ناف بيدا شوذ ، و اين تا مدّت هفت روز باشذ « [ و ] » غشائى تنگ جون بوست دوّم تخم مرغ بأو محيط ، جنانك جالينوس گفته است - كى از زنى رقّاصه - در روز ششم از مباشرت ، جنين جيزى جذا شذ ، و تا بانزده روز علقه گردذ - همجون خون بارهء بسته ، و درو : نقط - و خطوط - و ناف بيدا باشذ ، بس ازين علقه يك صفت متشابه ، دويست و جهل و هشت استخوان و بانصد و هفده نرمهء گوشت كى آن را عضل خوانند - و هفتاد و هفت بى كى آن را عصب گويند « 2 » و رگهاء جهنده - و ناجهنده - كى آن را شرائين - و آورده گويند . - جندانك در حصر نيايد - و ديگر اعضاء مختلف بخاصيّت - و شكل - و لون - و طبع - و وضع - و مقدار با ديد آيذ ، بس هر كس را كى عقلى كامل بوذ - داند ، - كى قادرى بايد حكيم - تا بمشيّت و قدرت بىعلّت ، اين « ( جنين ) » تأليف عجيب و تركيب غريب از يك جيز متشابه در وجود آرذ .
--> ( 1 ) - يعنى : اقرأ مفتتحا باسم ربّك ( قل باسم اللَّه ثمّ اقرأ ) و علق جمع علقه - و صفت الانسان ( معرّف بلام جنس ) است ، كه مانند : الإنسان لفى خسر در معنى جمع است . ( نگاه كنيد بمآخذ سابق الذّكر ) . و آنچه مصنّف درين جا آورده گفتار پيشينيان است . و مضمون آيهء شريفه بر عقايد امروز هم به خوبى راست مىآيد - كه چون مورد گنجايش نداشت نقل نشد . نگاه كنيد به الجواهر شيخ طنطاوىّ در تفسير همين سوره - و سورهء آل عمران . ( 2 ) - خوانند - م .